تبلیغات
بچه های شیطون - جلسه ی محاکمه ی عشق
 

جلسه ی محاکمه ی عشق

نوشته شده توسط :Ailin
یکشنبه 24 مرداد 1389-01:12 ب.ظ

جلسه ی محاکمه ی عشق بود            عقل قاضی ،عشق محکوم

ولی به دلیل تبعید به دورترین نقطه مغز یعنی فراموشی ، قلب تقاضای عفو عشق را داشت

همه اعضا با او مخالف بودند

قلب شروع كرد به طرفداری از عشق

آهای چشم

مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی دیدن چهره زیبایش را داشتی

ای گوش

مگر تو نبودی كه در آرزوی شنیدن صدایش بودی و

شما پاها

كه همیشه رفتن به سویش بودید حالا چرا اینچنین با او مخالفید ؟

همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند ، تنها عقل و قلب در جلسه

ماندند عقل گفت:

دیدی قلب همه از عشق بی زارند ، ولی متحیرم با وجودی كه عشق بیشتر از همه تورا آزرده چرا

هنوز از او حمایت میكنی !؟

قلب نالید و گفت: من بدون عشق دیگر نخواهم بود و تنها تكه گوشتی هستم كه هر ثانیه كار ثانیه قبل

را تكرار میكند و

فقط با عشق میتوانم یك قلبی واقعی باشم

 

یادتون نره نظر بدید!





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت