تبلیغات
بچه های شیطون - خدا
 

خدا

نوشته شده توسط :Ailin
شنبه 23 مرداد 1389-08:10 ب.ظ

* پیمانی را که در طوفان با خدا می بندیی در آرامش فراموش نکن 
*
شبی خواب دیدیم با خدا ، کنار ساحل قدم می زنم رد پای هر دو ما روی ساحل بود وقتی

برگشتم و به گذشته نگاه کردم دیدیم در موقع سختی تنها یک رد پا کنار ساحل است پس به

خدا گله کردم و گفتم خدایی چرا در موقع سختی من را تنها گذاشته ای ، خدا لبخند زد و گفت

فرزندم در آن موقع تو بر دوش من بودی 

* از بودن برای من عادت سختی که هرگز بی تو بودن را باور ندارم 

*  خدایا کجاست آن دست هایی بزرگی که هر زمین خورده ای را بلند می کند مرا دریاب که

مدهوش عظمت توام 

*صدها ها نفر برای بارش باران دعا کردن غافل از اینکه خدا با کودکی است که چکمه هایش سوراخ است

 یادتون نره نظر بدید!





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت