تبلیغات
بچه های شیطون - دل شیشه ای
 

دل شیشه ای

نوشته شده توسط :Ailin
چهارشنبه 20 مرداد 1389-07:11 ب.ظ

شیشه ای می شکند...  یک نفر می پرسد... 

چرا شیشه شکست؟

مادر می گوید...

شاید این رفع بلاست.

یک نفر زمزمه کرد...

باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد. 

شیشه ی پنجره را زود شکست.

کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرور شکست، 

عابری خنده کنان می آمد... 

تکه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد...

من امشب دیدم...

هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید... 

از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟

دل من سخت شکست اما، هیچ کس هیچ نگفت و نپرسید چرا

 یادتون نره نظر بدید!





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت