تبلیغات
بچه های شیطون - وقتی تو آمدی
 

وقتی تو آمدی

نوشته شده توسط :Mehdi
چهارشنبه 30 تیر 1389-11:54 ق.ظ

وقتی تو آمدی پاییز دلم بهار شد، كویر دلم گلستان شد


 
وقتی تو آمدی قلب شكسته ام پر از عشق شد

زندگی ام پر از طراوت و تازگی شد تو مانند بارانی بر روی من باریدی

و تن خسته و غم زده مرا پر از عشق كردی

تو مانند گلی در باغچه ی قلبم روییدی و قلب سوخته مرا گلستان عاشقی كردی

تو مانند مهتابی بر آسمان دلم تابیدی و دل تاریك مرا پر از نور عشق خودت كردی

تو با گرمای وجودت آسمان سرد دلم را گرم گرم كردی

وقتی تو آمدی احساس میكردم دنیا مال من است، چون تو دنیای منی

تو همان امید زندگی منی كه آمدی

تو كه آمدی گذشته های تلخم همه از صحنه قلبم سوخت و از بین رفت

تو كه آمدی تمام خاطرات گذشته از دفتردلم سوزاندم

و همه را از صندوقچه قلبم بیرون ریختم و از یاد بردم!

تو كه آمدی عاشقی برایم پر معنا تر از گذشته شد

 

 

كلام دوست داشتن مقدس تر همیشه شد، و

داستان لیلی و مجنون برایم واقعی تر از قبل شد!

تو كه آمدی، تنهایی به عزا نشست ، غم سفر كرد و قلبم به

استقبال عشق رفت. وقتی تو آمدی ساحل دریای دلم پر از مروارید و صدف شد،و

دیگر كنار ساحل تنها نبودم تو نیز با من بودی

تو مانند یك نوای عاشقانه در قلبم نشستی و

قلب مرا با آن نوای آرامت پر از محبت كردی

تو مانند پرنده ایی در دلم نشستی و با پروازت در آسمان دلم

به من غرور پرواز به دشت عشق بخشیدی

تو مانند یك خاطره ی شیرین در دفتر عشقم می مانی و خواهی ماند

دفتر عشق را همراه با كلام مقدس تو و با تمام خاطرات

شیرینی كه با هم داشتیم در صندوقچه ی قلبم میگذارم

 

و کلیدش را به دست حق می سپارم

 

همیشه بیادت هستم

 





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت