تبلیغات
بچه های شیطون - منتظرت می مانم
 

منتظرت می مانم

نوشته شده توسط :Shaparak
شنبه 30 مرداد 1389-06:07 ب.ظ

خشكی های زمین به هم متصل و قاره ها را بوجود آوردند بوته ها كم كم به درختان وبعد به جنگل های زیباوبزرگ تبدیل شدند وانسان ها همه انسان ها باپیشرفت خود جامعه را بوجود آوردند همه این ها به انتظار احتیاج داشت و من نیز باید انتظارت را بكشم و منتظرت بمانم اما بدان برای همیشه منتظرت می مانم.شاید اكنون نتوانم احساس گرم ولطیفت را بچشم اما مطمئنم می آیی پس منتظرت می مانم.

دانه های گل ها را بر روی خاك باغچه می پاشم تا اینكه تا آمدنت بزرگ شوند وتو را به منزلم دعوت كنند.حیاط زندگی ام راهمیشه از گرد و غبار انتظاردیروز پاك می كنم.منتظرت می مانم حتی اگر شده سالهای سال.

 ای نازنینم دانه های گل به گل تبدیل شدند و تمام گل های دنیا شكفته اما خبری از تو نیست .هر روز كه از خواب بیدار می شوم و بوی نفست را در گوشه و كنار كنج قلبم

احساس می كنم خشنود می شوم اما ای كاش خودت را در آن لحظه احساس می كردم.

 ای كاش می شد معنای تمام مفهوم ها را دانست  در میان این همه لغت فقط كلمه منتظ ر

ماندن را فهمیدم اما هنوز برایم به درستی آشكار و واضح نشده .

شبها به زیر آسمان شهر می روم و قدم زنان نام تو را زمزمه می كنم تا اینكه شاید روزی در كنارم بمانی.تمام لحظاتم را بدون تو گذراندم حتی پاییز و زمستانم را. شبهای سرد زمستان خودم را با آتش درونم همراه با گریه هایم گرم كردم و تابستان با نگاه سرد دریا خود را خنك نگاه داشتم.

امروز كه به تنهایی تكیه زدم متوجه شدم بدون تو هرگز نمی توانم زندگی كنم.

بی هیچ تردیدی می توانم بگویم زندگی ام را با تو و در كنار تو احساس می كنم.

 

 





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت